| چند وقتی هست به صورت مرتب با دوستان خوبم امیر و رضا تئاتر می رویم.قبلا به علت تنهایی و نبود یک همراه پایه، تنهایی به مقدار معتنابهی اعصاب خرد کن شده بود به خصوص هنگامی که تنهایی مجبور باشی با حالتی خسته از قلب تهران تا غرب کرج یک کله بروی اما حالا معمولا چهارشنبه هایمان تئاتری است و پاتوقمان چهارراه پهلوی و تئاتر شهر.
این هفته به خاطر عدم اطلاع از کارهای خوب به صورت شانسی رفتیم کاری دیدیم به اسم بخوان به کارگردانی عاطفه تهرانی که کاری فیزیکال (حرکتی) بود که طبق معمول من خوشم نیامد چرا که اساسا برای دیدن تئاتر رفته بودم و نه دنس!!اما چون بچه ها قبلا کار دنس ندیده بودند محض کسب تجربه آنها چیزی نگفتم اما آنها مثل اینکه برای قپی اومدن هم که شده زورکی خوششان آمده بود در حالیکه وسط اجرا هندزفری در گوش مبارک فرو کرده گزارش دیدار استقلال سایپا را استماع می فرمودند!!چه می دانم شاید هم این دو با هم منافاتی نداشته باشند!!
دست آخر من که نفهمیدم چی رو باید بخوانم و تحرکات شدید بدنی بازیگران هم نتوانست چیزی را بهم القا کند اما مثل اینکه خیلی ها فهمیده بودند چرا که با آب و تاب از کار تعریف می کردند اما جالب برای این تعریف دلیل دندان گیری نداشتند!! به هر حال برای گذران یک عصر دلکش بهاری و نابود کردن مبلغ چهارهزار تومان وجه رایج مملکت ایده بدی نیست تماشای این کار...به امتحانش میرزه!!

|