تبليغاتX
دست نوشته های یک درد گرفته

دست نوشته های یک درد گرفته

از درد سخن گفتن و از درد شنيدن _ با مردم بي درد نداني كه چه دردی است!

منوي اصلي

بايگان ماهيانه مطالب

ياران همدل

ساعت

امکانات


قاصدکی نشکفته پرید...
زیاد عادت ندارم و مورد پسندم هم نیست که یادواره اشخاصی که به تازگی به دیار نیستی و چه می دونم باقی کوچ می کنند را کتبا و شفاها برگزار کنم اما نامهایی هستند که به ترک عادت٬ دعوتت می کنند.

مثل مردی که شبهای تار بیدلی ات با صدای سنتورش در آستان جانان و قاصدک و سه تارش در سر عشق و آهنگهایش در دود عود و جان عشاق و بیداد و نوا (مرکب خوانی) چه آسان به آرامشی عجیب و خوابی طلایی می رسید.به وقت مصاحبه با رادیو خود را طلبه اول راه و گیج و کم استعداد خواند٬ خود را کوچک کرد اما عجیب٬ بزرگ و بزرگتر شد...

قاصدکی از باغمان آرام٬ آرام و چه زود٬ پر کشید٬اوج گرفت و رفت تا برای پدرانش عطار و خیام ٬ خبرهایی نه چندان خوش از دیارشان ببرد...

  

نويسنده: افشین تاريخ: جمعه 1388/07/03 موضوع:

دشواری باور
بر سر آنم که گر ز دست برآید                       زنم دست به کاری که غصه سر آید

همه می گویندم باور کن چه کنم که دست باورم را بریده اند که به قول یارو دوره دوره نامردیه نزنی خوردی!منم دارم میرم بزنم که دیگه نخورم که تا به الانه کتک خورم ملس بوده حسابی.حتی از تو به قول خودت تنها رفیق!...

نويسنده: افشین تاريخ: شنبه 1388/06/14 موضوع:


Design : LearningBet

چرتکه || contact

وبلاگ من

درد بگیری!یک فحش که کاش آرزوی خیرمان بود برای هم!من هم مثل هر آدم دیگه!اما دوست دارم همیشه از زاویه ای بسته و غیر متعارف به مسائل نگاه کنم.می خواین اسمشو بذارین روشنفکری و حاکمیت عقل یا هر چیز دیگه! هر چه که به ذهنم خطور کند و ارزشی برای بازگو داشته باشد به شرطی که احساس کنم می تواند دردی از دردهای ناتمام این ملت را بیان کند می نویسم.کاش روزی برسد همه دردمند شویم!!


گلچين مطالب پيشين

جستجوي مطالب


© All Rights Reserved to delshodeh.Blogfa.com / Template By: BIA2TEMP.COM